تبلیغات
درد دل با امام زمان - شناخت امام زمان (عج) واجب است?

درد دل با امام زمان

چیست این دلشوره های بیكران ** پشت كاشی های سبز جمكران ** كشتی امید در گل تا به كی ؟** بانگ اللهم عجل تا به كی ؟ ** تا به كی

سه شنبه 3 شهریور 1388

شناخت امام زمان (عج) واجب است?

نویسنده: گوهر بی بی آروین   

ایمان بدون شناخت امام زمان علیه السلام تحقق نمی پذیرد؛ در این مطلب هم دلیل عقلی هست و هم دلیل نقلی

 

1- دلیل عقلی

 

علتها فلسفه هایی که برای ضرورت و لزوم وجود پیامبر گفته اند، همان علتها برای ضرورت وجود جانشین و وصی پیامبر نیز صادق است که پس از وفات آن حضرت لازم است بوده باشد تا مردم به جانشین پیامبر در شوؤن مختلف زندگی خود مراجعه کنند، همان گونه که به پیغمبر مراجعه می کردند، پس بر خداوند متعال واجب است که او را نصب فرماید و بر مردم نیز واجب است آن امام را بشناسند؛ زیرا که پیروی کردن بدون معرفت و شناخت امکان ندارد.

2-دلیل نقلی    

 

روایات بسیاری که در حد تواتر است در این باره وارد شده که ما به خاطر رعایت اختصار به ذکر قسمتی از آنها که ثقة الاسلام محمد یعقوب کلینی در کتاب کافی آورده است، اکتفا میکنیم:

 

1- خبر صحیح از معاویةبن عمار است که: حضرت صادق علیه السلام درباره آیه مبارکه «و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها»1 و برای خداوند و برای خداوند نیکوترین نامهاست، پس او را با آنها بخوانید. فرمودند: بخدا قسم، ما آن اسماء حسنی(نیکوترین نامها) هستیم که خداوند هیچ عملی را از بندگان نمی پذیرد، مگر با شناخت و معرفت ما

اللهم عجل لولیک الفرج

اگر کسی اشکال کند که: علت برانگیختن پیامبر بااین مورد فرق میکند؛ زیرا که مردم در امور معاش و شوؤن زندگی مادی و جنبه های اخروی  و امور مربوط به معاد، به پیامبر نیازمندند تا از جانب خداوند قانونی برای آنان بیاورند و مطابق آن عمل نمایند و چون پیامبر آنچه مورد نیاز مردم است را برای آنان آورد و قواعد و احکامی برایشان بیان فرمود و مردم آنها را شناختند و عمل کردند، دیگر نیاز برطرف می شود و برای بیان فرمود و مردم آنها را شناختند و عمل کردند، دیگر نیاز برطرف میشود و برای بیان و آموزش قواعد و احکام دین وجود علما و کتابهای مربوطه بسنده است، پس وجود وصی و جانشین پیامبر لازم نیست!

 

در جواب میگویم: این اشکال به چند جهت نادرست است:

 

اول:پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قواعد را به طور کلی بیان فرموده و دستورات دین را به مقدار مورد نیاز عموم در آن زمان تشریح کرده است و این مطلب بریا کسانی که به احادیث پیغمبرصلی الله علیه و آله و سلم مراجعه کنند واضح است. بنابراین احتیاج مردم با آن مقدار از بیان برطرف نشده، بلکه پاره ای از مسائل حتی بر علماء و دانشمندان بزرگ پوشیده می ماند- تا چه رسد به دیگران- پس افراد بشر از وجود امام پیشوای معصوم ناگزیر هستند تا به او مراجعه کنند و مطالب مورد نیاز خویش را از او بیاموزند.

 

البته تردیدی نیست که پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم تمام احکام و علوم را به وصی خود سپرده که پس از آن حضرت علیه السلام، رهبری مردم را- از طرف خداوند- به عهده داشته است و هر امامی به امام بعد از خودش سپرده تا این که نوبت به امام زمان ما -عجل الله تعالی فرجه الشریف- رسیده است. باری، امامان علیهم السلام احکام الهی را که از پیامبر گرفته اند برای مردم بیان میکنند و آنان را با مبانی و مفاهیم دین مقدس آشنا می سازند.

 

همچنین تردیدی نیست که آن بیانگر احکام دین اگر معصوم نباشد، مردم به گفته های او اطمینان و اعتماد نخواهند کرد و هدف از برگزیدن او تحقق نخواهد یافت.

 

دوم: افراد انسان به خاطر وضع طبیعی که دارند و با توجه به هواها و خواسته های نفسانی شان، در نزاع و کشمکش و اختلاف واقع می شوند، این معنی را با وجدان احساس نموده و با چشم می بینیم، لذا مقتضای لطف خداوند است که برای از میان رفتن هرگونه نزاع و اختلاف، شخصی را تعیین نماید که حقایق و واقعیتها را کاملاً بداند، تا در هر زمان مردم به چنین شخصی رجوع کنند و در نزاعها و مرافعه ها از او کمک بگیرند و در نتیجه حق به حقدار برسد و عدالت الهی در میان مردم گسترش یابد.و آن شخص که خداوند او را برای رفع اختلاف و نزاع برگزیده، همان امام علی است که مردم وظیفه دارند از او پیروی کنند و در شوؤن مختلف خود به او مراجعه و بر او اعتماد نمایند.

 

اگر اشکال کنید که امامان علیهم السلام در زمان حضورشان جز بر مبنای قواعد ظاهری حکم نمی کردند و به عبارت دیگر: آنان روی قواعدی که علماء در زمان غیبتشان حکم میکنند؛ حکم می کردند. پس چگونه ادعا می شود که مقتضای لطف الهی تعیین و نصب امام است تا بر مبنای حق و واقعیتها حکم کند؟

 

میگویم: این روش بخاطر مانعی بود که از ناحیه مردم وجود داشت، چنان که مانع ظهور امام نیز از طرف مردم است. پس در این صورت هیچگونه اعتراضی بر آنان وارد نیست و به هیچ وجه نباید خیال کرد که این امر با لطف الهی متناقض است. دلیل بر این مدعی روایاتی است که از خود ایشان وارد شده و تصریح میکند که چنانچه ریاست و خلافت به طور کامل به آنان واگذار میشد و در تصرفات، دستشان باز می بود، به حکم آل داود حکم می کردند و احکام واقعی را برای مردم آشکار می ساختند. از جمله روایتی است که در اصول کافی از ابوعبیده حذاء آمده است که حضرت ابوعبدالله صادق علیه السلام فرمودند: ای ابو عبیده! هرگاه قائم آل محمد علیه السلام بپاخیزد، به حکم داوود و سلیمان علیهم السلام حکم میکند و از بینه و شاهد نخواهد پرسید.

 

سوم: اگر فرض کنیم تمام علما و دانشمندان به تمام احکام عمل کنند، بازهم وجود ایشان ما را از وجود امام بی نیاز نمی سازد، زیرا که آنان از سهو و اشتباه معصوم نیستند. پس در هر زمان از وجود شخص معصومی که از خطا و اشتباه محفوظ باشد ناگزیر هستیم. تا مرجع و پناه مردم بوده، حقایق احکام را برایشان بیان فرماید. و آن شخص معصوم هیچ کس جز امام نیست.

 

در این جا اگر کسی بگوید: نبودن امام با بودنش در حالی که از دیدگان مردم پنهان و غایب باشد چه فرق می کند؟ میگویم اولاً: نظر به اینکه مانع ظهور و آشکار بودن آن حضرت، ناشی از خود مردم است، این مطلب منافاتی با لطف خداوند ندارد.و دلیل نمی شود بر اینکه احتیاجی به وجود آن حضرت علیه السلام نیست، بلکه بر مردم واجب است که موانع ظهور را بر طرف سازند تا از نور مقدسش بهره مند شوند و از انواع علوم و معارفش استفاده کنند.

 

ثانیاً: غیبت آن حضرت در همه زمانها و از همه انسانهای مؤمن نیست، بلکه برای بسیاری از بزرگان مؤمنین اتفاق افتاده است که به خدمت حضرتش شرفیاب شده و به محضر مقدسش راه یافته اند. جریانات آنان در کتابهای علمای بزرگوار ما ضبط است.

 

ثالثاً: منافع وجود مبارک آن حضرت منحصر در بیان علوم نیست، بلکه همه آنچه از مبدأ و سرچشمه فیض الهی به مخلوقات میرسد، از برکات وجود او میباشد

 

2-دلیل نقلی    

 

روایات بسیاری که در حد تواتر است در این باره وارد شده که ما به خاطر رعایت اختصار به ذکر قسمتی از آنها که ثقة الاسلام محمد یعقوب کلینی در کتاب کافی آورده است، اکتفا میکنیم:

 

1- خبر صحیح از معاویةبن عمار است که: حضرت صادق علیه السلام درباره آیه مبارکه «و لله الاسماء الحسنی فادعوه بها»1 و برای خداوند و برای خداوند نیکوترین نامهاست، پس او را با آنها بخوانید. فرمودند: بخدا قسم، ما آن اسماء حسنی(نیکوترین نامها) هستیم که خداوند هیچ عملی را از بندگان نمی پذیرد، مگر با شناخت و معرفت ما.2

 

میگویم: شاید تعبیر از امامان به اسماء به خاطر این باشد که آنان دلیل و راهنمای مردم به سوی خداوند هستند و نشانه های قدرت و جبروت الهی میباشند، همانطور که اسم نشانه ای است برای صاحب آن که بر او دلالت میکند؛ خدا داناست.

 

2- خبر صحیح از عبد صالح حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آمده است که فرمود: حجت خداوند بر خلقش تمام نمی گردد مگر به وسیله امامی که شناخته شود. 3

 

میگویم: اشاره حضرت به وجوب برپاکردن دلیل و حجت بر خداوند متعال است و شناخت خداوند ممکن نیست مگر به وجود امام علیه السلام، پس شناخت امام بر مردم واجب است و تعیین او بر خداوند لازم.

نظرات() 
Debbie
یکشنبه 24 اردیبهشت 1396 10:03 ب.ظ
Hi! Do you use Twitter? I'd like to follow you if that would be okay.
I'm absolutely enjoying your blog and look forward to new posts.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرسنجی

    مطالب سایت در چه سطحی است ؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :