تبلیغات
درد دل با امام زمان - المهدی من ولدی

درد دل با امام زمان

چیست این دلشوره های بیكران ** پشت كاشی های سبز جمكران ** كشتی امید در گل تا به كی ؟** بانگ اللهم عجل تا به كی ؟ ** تا به كی

پنجشنبه 22 مرداد 1388

المهدی من ولدی

نویسنده: گوهر بی بی آروین   

المهدی من ولدی ، اسمه اسمی ، وكنیته كنیتی ، أشبه الناس بی خلقا وخلقا ، تكون به ( له ) غیبة وحیرة تضل فیها الأمم ، ثم یقبل كالشهاب الثاقب یملؤها عدلا وقسطا كما ملئت جورا وظلما " * * *

جابر بن عبد الله انصارى از رسول خدا صلى الله علیه و آله نقل مى كند كه آن حضرت فرمود : مهدى ( علیه السلام ) از فرزندان من است نام او نام من و كنیهء او كنیهء من است ، شبیه ترین مردم از جهت خلق و خوى وشكل واندام به من است ، او داراى یك غیبت وسرگردانی است كه در آن فاصله ، ملتها گمراه مىشوند ، سپس روى مى آورد ( ظهور مینماید ) مانند شهاب نورانى ، زمین را پر از عدل و داد مى نماید همانگونه كه از ظلم و ستم پر شده .

لتملأن الأرض ظلما وجورا ، حتى لا یقول أحد الله الله ، یستعلن به ، ثم لتملأن بعد ذلك قسطا وعدلا كما ملئت ظلما وجورا "
* * ابو اسحاق ، از عاصم بن ضمره ، از علی علیه السلام نقل كرده است كه فرمود : مطمئنا زمین پر از ظلم و ستم خواهد شد چنانكه دیگر كسى آشكارا ، خدا خدا ، نخواهد گفت ، سپس بعد از آن از عدل داد پر خواهد گشت همچنانكه از ظلم و ستم پر گشته بود .

إذا كان زعیم القوم فاسقهم ، وأكرم الرجل اتقاء شره ، وعظم أرباب الدنیا ، واستخف بحملة كتاب الله ، وكانت تجارتهم الربا ، ومأكلهم أموال الیتامى ، وعطلت المساجد ، وأكم الرجل صدیقه وعق أباه ، وتواصلوا على الباطل وعطلوا الأرحام ، واتخذوا كتاب الله مزامیر ، وتفقه لغیر الدین ، وأكل الرجل أمانته واؤتمن الخائن ، وخون الامناء ، واستعملت كلمة السفهاء ، وزخرفت المساجد ، وزخرفت الكنائس ، ورفعت الأصوات فی المساجد ، واتخذت طاعة الله بضاعة ، وكثر القراء وقل الفقهاء ، واشتد سب الأتقیاء ، فعند ذلك توقعوا ریحا حمراء ، وخسفا ومسخا وقذفا وزلازل وأمورا عظاما وقال " وكان علی بن الحسین علیهما السلام إذا ذكر هذا الحدیث بكى بكاء شدیدا ویقول قد رأیت أسباب ذلك والله المستعان "
* عبدالرحیم بن نصر بارقى ، از زید بن علی ، از علی ( ع ) نقل كرده كه فرمود : زمانى كه ریاست بدست فاسق ترین آنها افتاد وبراى در امان بودن از شر دیگران آنها را احترام نمودند و به دنیا دوستان و پول پرستان تعظیم و احترام گذاشتند و حاملین و عاملین به قرآن كوچك شمرده شوند و تجارت آنها از ربا و خوراك آنها اموال یتیمان گردد ومساجد تعطیل شود و شخص دوست خود را اكرام و پدرش را از خود رانده و براى باطل یكدیگر را یارى و زیارت كنند و صله رحم تعطیل شده و كتاب خدا را با آهنگ خوانده شود و علم و دانش براى غیر دین بكار رود و مردم امانت را خورده و خائنین مطمئن و معتبر شوند و اشخاص امین ، خائن محسوب گردند و سخن اشخاص سفیه و نادان در امور بكار رفته و معتبر شمرده شود و مساجد و كلیساها آذین بندى شده و در مساجد صداها بلند گشته و اطاعت خدا براى سرمایه و امر دنیوى بكار رود و قاریان قرآن زیاد و فقها اندك وفحش دهنده به اشخاص با تقوا و پرهیزكار زیاد گردند . در آن هنگام آمادهء باد قرمز و فرو رفتن در زمین و مسخ شدن مردم وبلاهاى آسمانى و زلزله ها و امور شگفت آور باشید . راوى گفت : زمانیكه حضرت على بن الحسین علیهما السلام این حدیث را نقل فرمود شدیدا گریست و مى فرمود : من اسباب و لوازم آنها را دیده ام وخداست كه از او یارى خواسته مىشود .

* عبدالرحیم بن نصر بارقى ، از زید بن علی ، از علی ( ع ) نقل كرده كه فرمود : زمانى كه ریاست بدست فاسق ترین آنها افتاد وبراى در امان بودن از شر دیگران آنها را احترام نمودند و به دنیا دوستان و پول پرستان تعظیم و احترام گذاشتند و حاملین و عاملین به قرآن كوچك شمرده شوند و تجارت آنها از ربا و خوراك آنها اموال یتیمان گردد ومساجد تعطیل شود و شخص دوست خود را اكرام و پدرش را از خود رانده و براى باطل یكدیگر را یارى و زیارت كنند و صله رحم تعطیل شده و كتاب خدا را با آهنگ خوانده شود و علم و دانش براى غیر دین بكار رود و مردم امانت را خورده و خائنین مطمئن و معتبر شوند و اشخاص امین ، خائن محسوب گردند و سخن اشخاص سفیه و نادان در امور بكار رفته و معتبر شمرده شود و مساجد و كلیساها آذین بندى شده و در مساجد صداها بلند گشته و اطاعت خدا براى سرمایه و امر دنیوى بكار رود و قاریان قرآن زیاد و فقها اندك وفحش دهنده به اشخاص با تقوا و پرهیزكار زیاد گردند . در آن هنگام آمادهء باد قرمز و فرو رفتن در زمین و مسخ شدن مردم وبلاهاى آسمانى و زلزله ها و امور شگفت آور باشید . راوى گفت : زمانیكه حضرت على بن الحسین علیهما السلام این حدیث را نقل فرمود شدیدا گریست و مى فرمود : من اسباب و لوازم آنها را دیده ام وخداست كه از او یارى خواسته مىشود .

حدیث شماره 4

 

از محمد بن ابى حمزه ، از حمران بن اعین درباره علائم عمومى آخر الزمان نقل شده است كه گفت : در محضر امام صادق علیه السلام از بنى عباس ووضع پریشان شیعیان در نزد آنها سخن بمیان آمد : حضرت فرمود : من با ابو جعفر ( منصور خلیفه عباسى ) سفر میكردم ، او در میان همراهانش سوار بر اسب بود ، لشكرى در جلو ولشكرى پشت سر داشت ومن پهلوى او بر الاغى سوار بودم . ابو جعفر بمن گفت : یا ابا عبد الله ( ابا عبد الله كنیه حضرت است ) سزاوار بود كه شما از این اقتدارى كه خداوند بما داده وگشایش وعزتى كه بما ارزانى داشته است خشنود شوى ، وبمردم نگوئى كه تو وخاندانت از ما باین امر شایسته تر مىباشید تا ما هم در صدد آزار تو وآنها نباشیم ! حضرت فرمود : من باو گفتم : كسیكه این حرف را از من بتو رسانده دروغ گفته است ، ابو جعفر ( منصور ) گفت : آیا سوگند میخورید كه این حرف را نگفته اید ؟ گفتم : مردم جادو گرند ، یعنى میخواهند فساد بر پا كنند ، وتو را از من برنجانند گوش بحرف اینان مده كه نیاز ما بتو از احتیاجى كه تو بما دارى بیشتر است . سپس ( منصور ) بمن گفت بخاطر دارى كه روزى از شما پرسیدم آیا ما بسلطنت میرسیم ؟ فرمودى : آرى سلطنت شما طویل وعریض وسخت است . پیوسته با فرصت كافى و رفاه دنیوى بسر میبرید ، تا در ماهى محترم ، ودر شهرى محترم ، خون محترمى از ما را بریزند . دیدم حدیثى را كه سابقا باو گفته بودم حفظ كرده است . در پاسخ گفتم : شاید خداوند تو را از این كار ( ریختن خون ) حفظ كند زیرا من در این حدیث تو را قصد نكردم ، بلكه من فقط حدیثى را روایت كردم بعلاوه شاید آنكس دیگرى از خاندان تو باشد كه باین كار مبادرت میورزد . منصور ساكت شد ودیگر چیزى بمن نگفت . وقتى بخانه خود بر گشتم یكى از دوستان ما " شیعیان " نزد من آمد وگفت : بخدا سوگند من شما را در میان لشكر منصور دیدم كه سوارالاغى هستید واو سوار اسب وبطرف شما خم شده گفتگو میكند ، مثل اینكه شما پائین دست او قرار گرفته اید .

من پیش خود گفتم : این حجت خدا وامامى است كه باید از وى اطاعت كرد . ولى آن دیگرى ( یعنى منصور ) ستمگرى میكند وفرزندان پیامبر را میكشد ودر زمین خونریزى میكند . با وجود این او بر مركب قرار دارد وشما سوار الاغ هستید ! بدینگونه شكى بدلم راه یافت ، بگونه اى كه ترسیدم دین وجانم را از دست بدهم . حضرت فرمود : من بآن مرد شیعه گفتم : اگر میدیدى چقدر فرشته در اطراف وجلو وپشت سر وسمت چپ وراست من میباشند ، او وهمراهانش را خیلى پست میشمردى . او هم گفت : حالا دلم آرام گرفت . سپس آن مرد شیعه پرسید : اینها تاكى سلطنت خواهند كرد وما كى آسوده میشویم ؟ گفتم : نمیدانى كه هر چیزى مدتى دارد ؟ گفت : چرا میدانیم گفتم : این دانائى براى تو ثمر بخش نیست ؟ ! هنگامى كه بنا باشد اینان منقرض گردند از یك چشم بهم زدن هم زودتر طومار دولت آنها درهم پیچیده میشود ، اگر تو از وضع آنها در پیشگاه خداوند اطلاع داشته باشى كه چگونه است ، نسبت بآنها خشمگین تر میشوى . اگر تو وتمام مردم روى زمین سعى كنید كه آنها را بیش از آنچه هستند وارد ورطه گناه بنمائید از عهده آن برنخواهید آمد ، پس شیطان تو را وسوسه ننماید . زیرا عزت از آن خدا وپیامبرش واهل ایمان است ، ولى منافقین نمیدانند . نمیدانى كه اگر كسى منتظر ظهور دولت ما باشد وبرترس وآزارى كه در راه پیروى از ما مى بیند صبر كند ، فردا در زمرهء ما خواهد بود ؟ هرگاه دیدى كه حق از میان رفت واهل حق رفتند . ودیدى كه ظلم همه جا را فرا گرفته ، ودیدى كه دست در قرآن بردند ، وچیزهائى كه در آن نبوده داخل آن نمودند ، ( تحریف كردند ) آنگاه از روى هواى نفس آنرا توجیه كردند ، ودیدى كه دین دستخوش تغییر و تبدیل شده است همانگونه كه آب كاسه تغییر و تبدیل پیدا میكند . ودیدى كه پیروان باطل بر اهل حق بر ترى یافته اند ، ودیدى كه فساد در همه جا آشكار است وكسى از آن جلوگیرى نمیكند ومرتكبین آنهم خود را معذور میدانند . هرگاه دیدى كه فساد در همه جا ومردها بمردها وزنان بزنان اكتفا نموده اند ، ودیدى كه مؤمن لب فروبسته وحرفش پذیرفته نمیشود ، ودیدى كه فاسق دروغ میگوید ودروغ را برخ او نمیكشند ، ودیدى كه كوچك بزرگ را مسخره میكند ، ودیدى پیوند خویشاوندى را بریده اند ، ودیدى كه بعضى بعمل فاسد خود افتخار میكنند وتمجید هم میشوند ، و او لبخند میزند وكسى هم چیزى باو نمى گوید ! ودیدى كه مردان مانند زنان خود را در معرض عمل نا مشروع قرار میدهند ! ودیدى كه زنان با یكدیگر عمل منافى عفت ( مساحقه ) میكنند . هرگاه دیدى كه مدح این وآن زیاد شده ، ودیدى كه مردم اموال خود را در راه غیر خدا بذل میكنند وكسى را از این كار بر حذر نمیدارند وجلو آنها را نمى گیرند ودیدى كه بعضى از مشاهده تلاش و كوشش مؤمنى در امر دین ، پناه بخدا میبرند ! و دیدى كه همسایه خود را آزار میرساند وكسى هم او را منع نمیكند ، ودیدى كه كافر از دیدن فساد در روى زمین خشنود است ، ودیدى كه انواع شراب بطور آشكار نوشیده میشود ! ومردم از خدا نترسیده و بر گرد آن اجتماع میكنند . هرگاه دیدى كه امر بمعروف بى ارزش گشته ، ودیدى كه اهل فساد در آنچه خدا نمى پسندد ، نیرومند وپسندیده اند . ودیدى كه اهل اخبار وحدیث ( علماى دین ) بى مقدار شده اند ودوستداران آنها از نظر افتاده اند ، ودیدى كه راه هرگونه عمل خیر بسته شده ، وراه اعمال شر باز است ، ودیدى كه حج خانهء خدا تعطیل گشته ومردم را بترك آن وامیدارند ، ودیدى كه مردم آنچه را كه میگویند عمل نمیكنند . هرگاه دیدى كه مردان براى عمل نامشروع با مردان وزنان براى عمل نامشروع بازنان غذاى خوب میخورند ( وتقویت میكنند ) ودیدى كه ارتزاق مرد از پشت وى واتزاق زن از جلو است ! ودیدى كه زنان مانند مردان مجلسها میگیرند ! ودیدى كه صفات زنان در بنى عباس ظاهر گشته ، دست وپاى خود راحنا میگیرند وشانه برموى خود میزنند ، همانطور كه زن براى جلب نظر شوهرش موى خود را شانه میكند ! هرگاه دیدى كه بمردها پول میدهند كه با آنها یا زنان آنها عمل نامشروع كنند ! ودیدى كه بمرد رغبت نمودند ومردها هم در این عمل بیكدیگر حسد بردند ، ودیدى كه ثروتمند از شخص با ایمان عزیزتر است ، ودیدى كه ربا خوارى آشكار است وربا خوار مورد ملامت قرار نمى گیرد ، ودیدى كه زنها بعمل زنا افتخار مى كنند ! وهرگاه دیدى كه زن رشوه بشوهر خود میدهد واو را وامیدارد كه از مردان دست بردارد ( یا اینكه رشوه میدهد كه برود با مردان عمل منافى عفت كند تا اوهم با زنان چنین كند ، یا در معاشرت بامردان آزاد باشد ، مؤلف ) ودیدى كه بیشتر مردم زنانرا بر اعمال بدشان همراهى میكنند ، ودیدى كه مؤمن اندوهگین و از نظر افتاده وخوار است ، ودیدى كه بدعتها وعمل زنا آشكار گشته : ودیدى كه مردم با شاهد دروغ بدیگران تعدى مینمایند .

ودیدى كه حرام حلال گشته ودیدى كه امور دینى با رأى شخصى عمل میشود ، وقرآن واحكام آن تعطیل میگردد ، ودیدى كه مردم چنان در ارتكاب معاصى جرى شده اند كه منتظر رسیدن شب نیستند ( بلكه همهء كارها را علنا در روز انجام میدهند ! مؤلف ) هرگاه دیدى كه مؤمن جز با قلب خود قدرت ندارد اعمال زشت را نكوهش كند ودیدى كه مال بسیار در راه غضب خداوند صرف میشود ، ودیدى كه والیان ، كافران را بخود نزدیك ونیكوكاران را از خود دور میكنند ! ودیدى كه والیان در اجراى حكم رشوه میخواهند ودیدى كه استاندارى را بمزایده میگذارند ( كه هركس بیشتر پول داد او را باستاندارى برسانند مؤلف ) مى كنند ودیدى كه مرد با تهمت وسوء ظن بقتل میرسد ! ودیدى كه مردها بمردها پیشنهاد عمل زشت میكنند ، وخود واموالش را در اختیار او میگذارد ! ودیدى كه مردان را از نزدیكى با زنان سرزنش مى كنند ( كه چرا با مردان آمیزش نمى كنى ) ودیدى كه گذران مرد از راه فروش ناموس ( زنش ) تأمین میشود واو این را میداند وبآن تن در مى دهد ! ودیدى كه زن شوهر خود را بدبخت مى كند وبرخلاف میل او عمل مى نماید وخرجى شوهرش را مى پردازد ! وهرگاه دیدى كه مرد زن و كلفت خود را اجاره میدهد وبه خوردن وخوراكى كه از راه رذالت تحصیل میكند راضى میشود ، ودیدى كه سوگند خوردن دروغ بخدا زیاد میشود . ودیدى كه قمار بازى آشكار شد . ودیدى كه علنا شراب فروشى میكنند ومنعى در كار نیست ، ودیدى كه زنان مسلمان خود را در اختیار كافران میگذارند . وهرگاه دیدى كه لهو ولعب آشكار گشت وكسیكه از كنار آن عبور میكند جلوگیرى نمى نماید ، یا كسى قادر به جلوگیرى آن نیست . ودیدى كه مرد با - شرافت در پیش دشمنى كه از او وقدرتش وحشت دارد خوار میگردد ، ودیدى كه مقربان حكام كسانى هستند كه بما اهلبیت ناسزا بگویند . ودیدى كه دوستان ما شهادتشان در محكمه پذیرفته نمیشود ، ودیدى كه بسخنان دروغ رغبت پیدا میشود ودیدى كه شنیدن تلاوت قرآن بر مردم گران ، واستماع سخنان باطل براى مردم آسان است ! ودیدى كه همسایه از ترس زبان همسایه اش بوى احترام میگذارد ! ودیدى كه احكام الهى تعطیل شده ، ودر موارد آن ، به میل خود عمل مىكنند ودیدى كه مساجد طلا كارى شده ، ودیدى راستگوترین مردم ، افتراگویان دروغگو میباشند ودیدى كه شر وفساد ظاهر گشته وسعى در سخن چینى میشود . هرگاه دیدى كه عمل شنیع زنا شایع شده ، ودیدى كه غیبت ، نمك مجلس محسوب میشود ومردم یكدیگر را به آن مژده میدهند . ودیدى كه حج وجهاد را براى غیر خدا طلب میكنند . ودیدى كه پادشاه ، مؤمن را براى كافر ذلیل میكند ودیدى كه ویرانى بیش از عمران وآبادى است ، ودیدى كه گذران مرد از راه كم فروشى تأمین میشود ، ودیدى كه ریختن خون مردم بى ارزش شمرده میشود ، ودیدى كه مرد ریاست را بخاطر رسیدن بدنیا طلب میكند وخود را ببد زبانى مشهور میسازد تا ازوى بترسند وكارهارا باو واگذارند . هرگاه دیدى كه نماز سبك شمرده میشود ، ودیدى كه مرد مال بسیارى دارد ولى اصلا وجوهات شرعى آنرا نمى دهد ، ودیدى كه مرده را از قبر بیرون میاورند واذیت میكنند وكفنش را میفروشند ودیدى كه هرج ومرج زیاد شده . ودیدى كه مرد هنگام شب با نشاط وسرخوش وموقع صبح خمود وسر مست است ، و به امور زندگى اهمیت نمىدهد ، ودیدى كه با حیوانات عمل زشت مى كنند ودیدى كه حیوانات یك دیگر را میدرند . هرگاه دیدى كه مرد میرود نماز بگذارد ولى وقتى برمى گردد لباسى در بر ندارد ودیدى كه دلهاى مردم سخت شده ودیدگان آنها خشكیده ( یعنى ازخوف خدا اشك نمیریزند ) وذكر خداوند بر آنها دشوار است ، ودیدى كه پلیدى زیاد شده ومردم نسبت بآن رغبت نشان مى دهند ودیدى كه نماز گزار براى اینكه مردم او را به بینند نماز میگزارد ، ودیدى كه فقیه به منظور دنیا وریاست وغیر دین تحصیل فقه میكند . هرگاه دیدى كه مردم دور كسى را گرفته اند كه قدرت را در دست دارد ودیدى كسى كه طلب حلال میكند در نظر مردم نكوهش وسرزنش میشود وطالب حرام را مدح واحترام میكنند . ودیدى كه در مكه ومدینه كارهائى میكنند كه خداوند دوست ندارد وكسى هم نیست كه مانع شود وهیچكس آنها را از این عمل زشت باز نمیدارد ، ودیدى كه آلات موسیقى در مكه ومدینه آشكار است ودیدى كه مرد سخن حقى میگوید وامر بمعروف ونهى از منكر میكند ، ودر انحال كسى بقصد نصیحت نزد او میرود وبوى میگوید : اینرا از زبان تو ساخته اند ( یعنى گفتن سخن حق وامر بمعروف ونهى از منكر ترك میشود ، وارزش خود را از دست میدهد ، كه اگر كسى بگوید زشت است ، او را بر حذر میدارند ) ودیدى كه مردم به یكدیگر مىنگرند ( از هم تقلید میكنند ) واز افراد شرور پیروى مینمایند .

هرگاه دیدى كه راه خیر بكلى خالى است وكسى از آنراه نمیرود ، ودیدى كه مرده را جابجا میكنند وكسى هم وحشت نمیكند ودیدى كه هر سال بدعت وشرارت بیشتر میشود ودیدى كه مردم ومجالس از ثروتمندان متابعت نمى نمایند ودیدى كه از فقیر دستگیرى میكنند كه باو بخندند وبراى غیر خدا بر او ترحم مىكنند و دیدى كه نشانه ها در آسمان پدید میآید ولى هیچكس نمى ترسد ودیدى كه مردم در برابر دیدگان همه مانند حیوانات ( بمنظور اعمال زشت ) روى هم میجهند كسى هم از ترس اینعمل را تقبیح نمیكند ؟ هرگاه دیدى كه مرد مال بسیار در راه غیر مشروع صرف میكند واز بذل اندك چیزى در راه خدا خود دارى میكند ، ودیدى كه بى احترامى بپدر ومادر آشكار گردید ومقام آنها را سبك شمردند ، ونزد فرزندشان سیه روز تر از همه بودند ، و فرزندان از اینكه بپدر ومادرشان افتراء ببندند ، خوشحال میشوند ! و دیدى كه زنان بر دولت وسلطنت وهر چیزى كه میل به آن دارند غلبه یافته ومسلط گشته اند ! ودیدى كه پسر به پدرش افتراء مى بندد وبه پدر ومادرش نفرین میكند واز مرگ آنها خوشحال میشود . هرگاه دیدى كه اگر یك روز بر مردى بگذرد ودر آن روز گناه بزرگى مانند زنا وكم فروشى وغل وغش در معامله یا شرابخوارى انجام نداده باشد ، اندوهگین ومحزون است كه آن روز را رایگان از دست داده ، وعمرش ضایع شده است ، ودیدى كه پادشاه غلات را احتكار میكند ( تا بموقع با قیمت بیشتر بفروشد ) ودیدى كه اموال اولاد پیغمبر ( یعنى خمس ووجوهات ) در راه دروغ وقمار وشرابخوارى صرف میشود ودیدى كه باشراب مداوا میكنند وفوائد آنرا براى مریض شرح میدهند واز آن شفا مى جویند . ودیدى كه مردم در خصوص امر بمعروف ونهى از منكر وترك دیندارى با یكدیگر برابرند . هرگاه دیدى كه باد اهل نفاق پیوسته در جریان است ولى نسیم اهل حق نمى وزد ، ودیدى كه اذان گفتن ونماز گذاردن بامزد انجام میگیرد . ودیدى كه مساجد پر از مردم خدا نترس شده . درآنجا براى غیبت كردن وخوردن گوشت اهل دین جمع میشوند وشراب ومسكرات را توصیف میكنند . ودیدى كه آدم مست پیشنماز مردم شده عقل خود را از دست داده ومردم هم مستى را ننك نمیدانند وقتى كسى مست شد احترام پیدا میكند واز وى تقیه مى نمایند ومیترسند واورا رها میكنند وحد نمیزنند وبعلت مستى اورا معذور میدانند ! هرگاه دیدى كسیكه مال یتیم را میخورد در عین حال از صلاح وخوبى خود خبر میدهد ودیدى كه قضات بر خلاف دستور الهى حكم مى كنند ودیدى كه حكام از راه طمع از خائنین پیروى مى كنند ، ودیدى كه حاكم باجرأت تمام ارث را بقیم ورثه یا از میان آنها بشخص فاسق وبد عمل آنها میدهد ( یعنى آنها رشوه بحاكم میدهند وحاكم هم حكم میكند كه اموال بآنها برسد - مؤلف ) چون آن فساق ارثیه را بدینگونه از حكام بچنك آوردند ، حكام آنها را بحال خود میگذارند كه با آن مال هرچه میخواهند بكنند . هرگاه دیدى كه روى منبرها بمردم دستور تقوى وپارسائى میدهند ولى خود گوینده بگفته خود عمل نمیكند ، ودیدى كه اوقات نماز را سبك میشمارند ودیدى كه شخص وجوه خبریه را بوسیله دیگرى صرف میكند وبخاطر خدا نمیدهد و به در خواست مردم میدهد ، ودیدى كه همت مردم شكم وعورت آنهاست واز خوردن حرام یا ارتكاب عمل حرام پروا ندارند ، ودیدى كه دنیا بآنها روى آورده ، وخلاصه هرگاه دیدى كه اعلام حق كهنه شده است خود را نگاهدار ونجات از این مهالك را از خداوند بخواه وبدانكه مردم با این نافرمانیها سزاوار عذابند ، اگر عذاب بر آنها فرود آمد وتو درمیان آنها بودى باید بشتابى بسوى رحمت حق تا از كیفرى كه آنها بواسطه سرپیچى از فرمان خدا مى بینند بیرون بیائى ، وبدانكه خداوند پاداش نیكوكاران را ضایع نمیگرداند وان رحمة الله قریب من المحسنین .  

برای تعجیل در فرج مولا امام عصر و الزمان صلوات

 

اللهم صلی علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم و فرجنا به

 

 

نظرات() 
foot pain diabetes
شنبه 10 تیر 1396 05:15 ب.ظ
Sweet blog! I found it while surfing around on Yahoo News.
Do you have any tips on how to get listed in Yahoo News?
I've been trying for a while but I never seem to get there!
Thank you
http://leciafischetti.soup.io
چهارشنبه 3 خرداد 1396 06:13 ق.ظ
Spot on with this write-up, I truly think this website needs much more attention. I'll probably be returning to see more, thanks for the info!
Penelope
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 10:51 ب.ظ
This article will assist the internet viewers for building
up new weblog or even a weblog from start to end.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

نظرسنجی

    مطالب سایت در چه سطحی است ؟




آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :